» » گرفتار اقتصاد بیمار نفتی هستیم/ تمرکز بر اقتصاد محوری به جای سیاست محوری

گرفتار اقتصاد بیمار نفتی هستیم/ تمرکز بر اقتصاد محوری به جای سیاست محوری

تاریخ : 1397.12.25
نویسنده : روابط عمومی
نظرات : 0
بازدیدها : 22

رئیس هیئت‌مدیره فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران:
گرفتار اقتصاد بیمار نفتی هستیم/ تمرکز بر اقتصاد محوری به جای سیاست محوری
 

1


توسعه صادرات از عوامل اصلی برای افزایش تولید و اشتغال است و رشد اﻗﺘﺼﺎدی اﻳﺮان به‌طور عمده متکی به درامدهای ﺣﺎﺻﻞ از ﺻﺎدرات ﻧﻔﺖ اﺳﺖ و سال‌هاست که اقتصاددانان این موضوع را به دولت‌ها گوشزد و بر صادرات محصولات غیرنفتی تاکید می‌کنند اما این معضل همچنان باقی است.
مهندس محمد پارسا، رئیس هیأت‌مدیره فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران در گفتگو با نشریه «علم برتر» وابسته به انجمن صنفی تولیدکنندگان تابلوهای برق ایران، با تاکید بر اینکه «لازمه دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی، ﺗﻮﻟﻴﺪگرا و صادرات محور شدن ﻧﻈﺎم اﻗﺘﺼﺎدی کشور است»، راهبرد اصلی برای این مهم را حمایت بی‌قید و شرط از تولید داﺧﻠﻲ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺻﺎدرات غیرنفتی عنوان می کند. او معتقد است واقعی نمودن نرخ ارز موجب حذف بسترهای فسادزا، افزایش بهره وری و رشد اقتصادی مداوم و در نهایت کاهش تدریجی نرخ تورم می شود و دولت می تواند منابع حاصل از آزادسازی نرخ ارز را صرف حمایت از تولید داخلی و ملی کند.
در خصوص صادرات غیر نفتی و موانع آن، و همچنین واقعی سازی نرخ ارز با مهندس محمد پارسا به گفتگو نشستیم و دیدگاه ایشان را در خصوص دیپلماسی اقتصادی در سطح ملی و بین‌المللی جویا شدیم. گفتگو را در ادامه بخوانید.

                                                                            ****

اکنون در حوزه صادرات با چه مشکلاتی روبرو هستیم و منشأ این مشکلات چیست؟
یکی از اصلی‌ترین مسائلی که در شرایط فعلی کشور باید به آن توجه کرد، نقش مثبت و کلیدی صادرات است که می‌تواند برای مدیریت اوضاع اقتصادی و کمک به دولت ایفای نقش کند. بر همین اساس باید سیاست‌ کشور را طوری طراحی کرد که صادرکنندگان با فراغ بال امکان نقش‌آفرینی در شرایط فعلی را داشته باشند اما مشکل اینجاست که برنامه مشخصی برای اصلاح وضعیت اقتصادی کشور وجود ندارد. سهم صادرات ایران از تجارت جهانی فقط 0.24 درصد است و این رقم در مقابل وسعت بازارهای جهانی اصلاً رقم قابل توجهی نیست.
بیایید ابتدا صادرات ایران وترکیه را مقایسه کنیم. ایران و ترکیه همزمان با هم صادرات را شروع کردند اما ایران در سال 1395 به 5 میلیارد دلار صادرات خدمات فنی و مهندسی رسید اما ترکیه در همان سال 12 برابر ایران یعنی 60 میلیارد دلار صادرات داشت و این امر نشان دهنده این است که کشور ما هنوز به نفت وابسته است و درامدهای نفتی را به بودجه می برد و هنوز احساس نکرده که باید درامد صادراتی پایدار داشته باشد، نفت زیر زمینی اش را نفروشد و در بودجه بگذارد. دولت باید به صادرات غیر نفتی بیندیشد و تاکنون تدبیری اندیشیده نشده است. اکنون صادرات غیر نفتی کشور حدود 50 میلیارد دلار است و خدمات فنی مهندسی تنها 10 درصد  صادرات غیر نفتی کشور را شامل می شود.
این صادرات غیر نفتی نیز بر مبنای خوراک یا برق ارزان بوده است وگرنه امکان صادرات به همین میزان نیز فراهم نبود؛ چرا که دولت همیشه ریال را غیر واقعی تقویت کرده و هیچ زمانی نرخ درستی ارائه نشده است. فقط یک کشور واردات محور است که با  دلار این چنین برخورد می کند و باید پذیرفت که در بحث صادرات و انتقال تکنولوژی، این سیاست ما را به جایی نخواهد رساند و ضربه مهلکی بر پیکره اقتصاد کشور خواهد زد.


این مشکلات در صنعت تابلوسازی به چه شکلی نمود یافته است؟
شرکت پارس تابلو که در ابتدا فقط تابلو ساز بود اکنون هلدینگی است که با تنوع کاری بسیار، سد سازی، نیروگاه سازی، پست سازی، خط انتقال و کارهای ریلی را نیز انجام می دهد و همچنان قوی ترین شرکت R&D در بخش تابلوسازی و تجهیزات و اتوماسیون است و به فکر گسترش و به روز سازی بیشتر مجموعه است.
متاسفانه در ادامه راه به این نتیجه رسیدیم که تکنولوژی خود را به یک کشور خارجی بفروشیم و سپس آن شرکت خارجی به ما بفروشد تا بتوانیم به نفتی ها بگوییم تکنولوژی را از فرانسوی ها و یا آلمانی ها گرفته ایم و تکنولوژی ساخته ایران نیست. پس از آن علاوه بر اینکه شرکت های ایرانی به آن دسترسی خواهند داشت، به قزاقستان، آذربایجان، عراق، سوریه و پاکستان و ترکیه نیز ارائه خواهد شد و شرکت هایی را با شرکای محلی خود در آنجا تأسیس می کنیم تا بتوانیم تابلوسازی را در سطح منطقه توسعه و گسترش دهیم. به دلیل اینکه متاسفانه ما را مجبور کردند که از اسم ایرانی دور بمانیم، در نهایت یک برند خارجی تعریف کردیم که نام آن BLUE & P  است و این برند در داخل و خارج ثبت می شود و هنگامی که در خارج ثبت شد خود به خود شرکت خارجی نیز به نحوی غیر مستقیم وابسته به خودمان است و می تواند توسعه یابد.


نوسانات نرخ ارز چه آسیب هایی را به اقتصاد کشور وارد کرده است و در این خصوص چه راهکاری می توان ارائه داد؟
درگذشته که نرخ اسمی ارز 4 هزار تومان بود ولی در واقعیت باید 10 هزار تومان می بود، امکان صادرات تابلو وجود نداشت. تابلوی 10 هزار دلاری ایران را چینی ها با 6 هزار دلار و ترک ها با 8 هزار دلار به فروش می رساندند؛ به دلیل اینکه ما دلار را حبس کرده ایم و ارزش ریال را تصنعاً افزایش دادیم، به نحوی که برای پیمانکار توجیه اقتصادی بیشتری دارد که بجای اینکه تابلو را بسازد از چین خریداری کرده و به عراق بفروشد.
 به طور قطع هنگامی که امکان فروش نفت همانند سابق فراهم شود، صادرات غیرنفتی به فراموشی سپرده می شود و دوباره به تولیدکنندگان داخلی فشار می آورند و امیدواریم که این بار که اعلام کردند نفت ایران را نخواهیم خرید، عاقل شویم و با صادرات غیرنفتی بتوانیم نیازهای وارداتی خود را تامین کرده و از این طریق تعادلی در نرخ ارز برقرار شود که هم صادرات و هم واردات عملی شود اما هنگامی که ارز نفتی را به کشور تزریق می کنیم از آنِ دولت است و از آنِ بخش خصوصی نیست.
اگر نرخ ارز بر مبنای اقتصاد صادرات محور باشد و برنامه ریزی درستی داشته باشیم نهایتا در پنج تا هشت سال آینده می توان 50 میلیارد دلار صادرات غیر نفتی فعلی را تبدیل به 200 میلیارد دلار کرد، درواقع از اکنون تا سال 1404 که انتهای برنامه 20 ساله بوده و قرار بوده 200 میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داشته باشیم، می توان عملا در این 8 سال عقب افتادگی های 12 سال گذشته را جبران کرد و به 200 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی رسید بخصوص که سوریه عراق و افغانستان در حال بازسازی هستند و بازار خوبی برای تولیدات ایران خواهند بود؛ بنابراین حداقل 35 درصد بازسازی های این کشورها را باید بنگاه های اکویی و یا بنگاه های ایرانی انجام دهند و اگر ایران نتواند از این شرایط استفاده کند و فاینانس نبرد، اروپایی ها، روس ها و چینی ها که منابع ارزی بسیاری نیز دارند از این شرایط استفاده خواهند کرد.


آقای مهندس واقعی کردن نرخ ارز چه مزایایی خواهد داشت؟
واقعی کردن نرخ ارز علاوه بر اینکه باعث تک نرخی شدن ارز می شود، افزایش رقابت پذیری صنایع داخلی را به همراه خواهد داشت؛ بنابراین توان مالی دولت افزایش خواهد یافت و دولت می تواند نقش نظارتی خود را به بانک ها و تامین اجتماعی به درستی اعمال کند؛ علاوه بر این موارد، امکان کاهش شدید تعرفه های گمرکی فراهم می شود که سبب کاهش قاچاق، رانت خواری و فساد و در نهایت افزایش کیفیت کالاهای تولید داخل و رقابت آنها می شود؛ همچنین کارآفرینان با رقابت با هم سبب افزایش کیفیت و کاهش قیمت محصول و در بلند مدت سبب کاهش تورم می شوند.
افزایش نرخ رسمی ارز کمترین تاثیر را بر تورم دارد چرا که عملا تمام کالاها با نرخ ارز آزاد قیمت گذاری شده اند و در این میان رانت وارد کننده حذف شده و با منابع حاصل از آزادسازی نرخ ارز می توان توان مالی مردم را بالا برد و دولت نیز می تواند منابع حاصل از آزادسازی نرخ را صرف حمایت از تولید داخل و ملی کند و در نهایت در بعد اقتصادی سبب کاهش پایدار تورم، افزایش اشتغال واقعی کاهش واردات بی رویه و افزایش صادرات و در بلند مدت هم سبب افزایش رشد اقتصادی و افزایش ارزش پول ملی می شود.


تصمیم گیری ها و جهت گیری های سیاسی را بر اقتصاد کشور تا چه حد اثر گذار می دانید؟
کمتر تردیدی وجود دارد که در کشور ما تصمیم‌گیری‌های سیاسی بر تصمیم‌گیری‌های اقتصادی تفوق دارد؛ یعنی در برابر این مفهوم که سیاست در خدمت اقتصاد باشد، اقتصاد در خدمت سیاست بوده است و مسائل امنیتی و سیاسی کشور، بایدها و نبایدها را در هر حوزه برای ما تعیین می کنند؛ پیش از اینکه به مرحله صادرات برسیم، رابطه سیاسی مناسب لازم است تا بتوانیم با شرکت‌های مطرح و شناخته‌شده بین‌المللی در بخش تولید مشارکت کنیم. این رابطه مقدم بر رابطه برای صادرات است؛ در واقع ضروریست دولت از سیاست محوری دوري گزیده و اقتصادمحوری را پیشه کند تا بدین ترتیب سیاست به تابعی از اقتصاد تبدیل شود.
اگر با این دیدگاه که ما نفت را طی این 50 -60 سال استفاده کرده ایم و از این پس باید آن را حبس و برای نسل های آینده نگه داری کنیم و درنتیجه اقتصاد را محور قرار دهیم، شرایط بسیار متفاوت خواهد شد. اکنون در دولت ما مدیریت اقتصادی اصل قرار نگرفته است و با خیال راحت نفت را می فروشیم. دولت به جای اتخاذ سیاست صادرات محور و تاکید بر صادرات غیر نفتی همچنان می خواهد نفت را بفروشد و به بودجه بیاورد؛ درحالی که در برنامه های چهارم و پنجم بودجه تاکید شده که ظرف دو سه دوره باید اقتصاد و بودجه از نفت خلاص شود، پس رویه ای که اکنون در پیش گرفته ایم خلاف برنامه ششم توسعه و خلاف مصالح کشور و اقتصاد مقاومتی است.


این سخن تازه‌ای نیست که بسیاری «نفت» را آفت پیشرفت ایران می‌دانند. اتکای به نفت چه مشکلاتی برای کشور به وجود آورده است؟
ناپایداری درآمد، استقراض بیش از اندازه، فساد، نبود اقتصاد چند بعدی و پدیده خودمختاری اقتصادی و غیره از مهمترین آفت‌هایی است که در اثر وفور این منبع خدادای در ایران پدید آمده است. همیشه در تلاطم و غیر واقعی بودن اقتصاد، با غیر واقعی بودن نرخ ارز، غیرواقعی بودن نرخ حامل های انرژی، رانت و یارانه مواجه هستیم. برخی عمدا به دنبال مسیرهای درست اقتصادی نمی روند که این رانت ها وجود داشته باشد؛ چرا که منافعی برای آنها به همراه دارد.
یکی دیگر از مواردی که مانع رشد و پیشرفت اقتصادی کشور شده است این است که  GDP( تولید ناخالص داخلی) خود را به درستی اعلام نمی کنیم. ما با یک دولت رانتیر مواجه هستیم، دولت رانتیر دولتی است که درآمدهای خود را از فروش محصولاتی به دست می‌آورد که زحمتی برای آن نمی‌کشد؛ مثلا نفت استخراج و آن را خام فروشی می‌کند. در دولت رانتیر به دلیل تسلط دولت بر منبع درآمد، هیچ گاه آمار دقیقی از میزان درآمدهای دولت به دست نمی‌آید و نهادهای حسابرسی در این گونه کشورها، همواره مدعی‌اند که میزان درآمد واقعی کشور مشخص نیست.
 ما منابع غنی نفت و گاز را در اختیار داریم و یک و نیم تریلیارد تومان تنها گردش فروش بنزین، گازوئیل، آب، برق و گاز در کشور است که آن را در بودجه 1.5 میلیارد تومان اعلام می کنیم؛ از سوی دیگر گازرسانی و برق رسانی های بسیاری درکشور انجام شده و زیرساخت های بسیاری داریم اما همه اینها در تولید ناخالص داخلی کشور نشان داده نمی شود و این چنین است که کشورهایی همچون ترکیه و عربستان در سرای کشورهای بیست دعوت می شوند اما ایران دعوت نمی شود.


مگر تمامی کشورهای پیشرفته امروز به درامدهای حاصل از منابع نفت و گاز متکی هستند؟ این کشورها چگونه با این امر برخورد کرده اند؟
 کشورهای زیادی در جهان وجود دارند که برای دوران احتمالی بحران انرژی، برنامه‌های ملی یا بین‌المللی ذخیره‌سازی استراتژیک منابع نفتی را آغاز کرده‌اند. آمریکا از حدود 40سال پیش طرح وسیع ذخیره‌سازی نفت را آغاز کرد و با ایجاد 60مخزن زیرزمینی به ذخیره‌سازی نفت پرداخت و درحال حاضر یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را برای مصرف در زمان بحران و همینطور مصرف آیندگان در اختیار دارد.
چین دارنده دومین مخزن بزرگ ذخیره‌سازی نفت در جهان است. پس از چین، ژاپن، کره‌جنوبی، اسپانیا و هندوستان بزرگ‌ترین حجم نفت ذخیره‌شده در جهان را در اختیار دارند. دوراندیشی نفتی تنها به ذخیره‌سازی فیزیکی نفت برای روزهای بحرانی محدود نمی‌شود. دولت نروژ از محل فروش نفت و گاز خود، صندوقی مستقل ایجاد کرده‌است که از سال 1998 از درآمد حاصل از صنایع نفت و گاز این کشور تاسیس شده‌ است و امروزه از محل سرمایه‌گذاری‌های خود تا حدی به درآمدزایی رسیده‌است که سود حاصل از آن بیشتر از درآمد بخش انرژی کشور نروژ است. نروژی‌ها با آگاهی از این موضوع که منابع نفت و گاز ابدی نیستند از دولت درخواست کردند بخشی از درآمد حاصل از فروش نفت و گاز کشور را برای نسل‌های آینده ذخیره کند.


راهکار برون رفت از شرایط نامطلوب موجود و رهایی از اقتصاد بیمار نفتی چیست؟
اگر دیپلماسی اقتصادی به‌عنوان الزام راهبردی مطرح شود می‌توان بازارهای موجود را از طریق سازوکارهای خاص حفظ کرد. اکنون گرفتار اقتصاد بیمار نفتی هستیم و باید قبول کرد اقتصاد تک‌محصولی وابسته به نفت، اقتصادی بیمار است که باعث شده ایران نتواند در حوزه صادرات به جایگاه شایسته‌ای دست یابد. اگر یکی از اهداف کلان اقتصادی رسیدن به رشد مطلوب است باید تعاملات اقتصادی را با دنیا بهبود بخشید و با تمرکز بر توانمندی و ظرفیت‌ها باید به‌عنوان الزام راهبردی به آن نگاه شود تا بتوان از موانع عبور کرد.
یکی از مهم ترین راهکارها این است که دولت نسبت به واقعی کردن نرخ ارز و حامل های انرژی اقدام کند؛ همچنین شرکت نفت یک بنگاه اقتصادی در نظر گرفته شود که به دولت بهره مالکانه در حدود 35 تا 50 درصد می دهد که قانون استفاده از معادن به ذخایر نفتی نیز تعمیم داده شود. علاوه بر این شرکت ملی گاز و سایر سازمان های دولتی که در طی واقعی کردن نرخ حامل های انرژی درامد چند برابری کسب کرده اند هم بهره مالکانه 35 تا 50 درصد به دولت پرداخت کنند؛ بنابراین درامد دولت از محل افزایش نرخ حامل های انرژی و مالیات گرفتن از فروش آنها و مالیات عملکرد و مالیات بر ارزش افزوده تامین می شود.
پس از آن ضروریست که سهم آیندگان از منابع نفتی و گازی در صندوق توسعه ملی ذخیره و سرمایه گذاری شود و درنهایت لازم است که دولت همانند کشورهایی همچون چین هند و ترکیه قیمت ارز را تصنعاً بالا نگه دارد؛ در این صورت می توانیم انگیزه و توان رقابت تولید کننده داخلی را افزایش دهیم و همینطور گران شدن حامل های انرژی برای تولیدکننده داخلی را بدین ترتیب جبران کنیم و بدین شکل رقابت را به منظور افزایش تولید و صادرات بیشتر از طریق این فرصت ارزی به طور برابر برای تمام تولیدکنندگان فراهم آوریم. توفیق صادرات بدون تولید و پشتوانه قوی امکان‌پذیر نیست و برای صادرات قوی باید یک تولید قوی داشته باشیم که اقتصاد مقاومتی می‌تواند اهرم قوی تولید و صادرات باشد.


http://electricalpanel.ir/uploads/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%81%D8%AA%DB%8C.jpg
دسته بندی :  خبرها

نظر دهید :

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی شود

بالا